عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
282
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
سفينة العروس - سوق العروس . سفينة نوح . كشتى نوح . پيامبر ( ص ) فرموده : « إنّ عترتى كسفينة نوح ، من ركب فيها نجا ، و من تأخّر عنها هلك » يعنى : خاندان من همچون كشتى نوح است هر كه در اين كشتى نشيند رستگار شود و هر كه از آن باز پس ماند بميرد . ابو عثمان خالدى اين معنى را گرفته و در قصيدهاى به كار برده : اعاذل انّ كساء التّقى * كسانيه حبّى لاهل الكساء سفينة نوح فمن يعتلق * بحبلهم يعتلق بالنّجاء يعنى : اى سرزنشگر ، عشق من نسبت به اهل كساء ، جامهء پرهيزگارى بر من پوشانيد . [ اهل كساء يعنى پيامبر و على و فاطمه و حسنين ( ع ) ] كشتى نوح است هر كس به رشتهء آنان چنگ زند رشتهء رستگارى را گرفته است گاه نيز از « سفينه نوح » چيزى جامع اراده مىشود ، زيرا نوح از هر جنسى ، زوجى در آن حمل كرد ، در اين مورد « جامع سفيان » هم به كار مىبرند . يكى از معاصران گفته : يا طبيبا منجّما و فقيها * شاعرا شعره غذاء الرّوح فهو طورا كمثل جامع سفيا * ن و طورا يحكى سفينة نوح يعنى : اى كه پزشك ، منجّم و فقيه و شاعر هستى ، شاعرى كه شعرش خوراك جان است . تو گاه به جامع سفيان مىمانى و گاه مانند كشتى نوح هستى و جاحظ گويد كه ابو عبيدة گفته : پارهاى از مفسران و اصحاب اخبار آوردهاند كه باشندگان كشتى نوح از وجود موشان در رنج بودند ، شير عطسهاى زد و از سوراخ بينى او يك جفت گربه درآمد ، از اين است كه گربه از هر چيزى بيشتر به شير ماننده است . و فيل نيز همراه با مدفوع خود يك جفت خوك بيرون انداخت ، و از اينرو خوك بيش از هر چيز به فيل ماند . كيسان ، به ابى عبيده گفت : بجاست كه آن گربهء نر را آدم گربگان بدانيم و